« القلوب و الأبصار»
« القلوب و الأبصار»
دیروز تازه فهمیدم وقتی که هر سال می گویم «یا مقلّب القلوب و الأبصار...»، «الأبصار»ش به معنی «چشم ها» نیست و شاید به معنی «نگاه ها» و «دیدگاه ها» باشد. انگار آدمی گاهی حتی اگر «قلب» و «ضمیر» و «درون»ش هم عوض شده باشد، باز هم سعادتش را کفایت نخواهد کرد؛ مگر آنکه «نگاه»ش به «بیرون» و «پیرامون» خودش هم عوض شده باشد.
سال نو همه تان مبارک. امسال، «نیکوترین حال» را برای «قلب ها» و «نگاه ها»یتان از خدا خواسته ام.
+ برای غیبت طولانی ام در اینجا، دلایل و توجیهاتی دارم که الان و اینجا وقت و جایش نیست.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 19:37 توسط محمد تقی علیپور
|
در نیمه دوم دوران دانشجویی مان در دانشگاه صنعت نفت (دانشکده شهید تندگویان آبادان)، یعنی سالهای 76 تا 78، با همت دوستانم نشریه «واژه» (که در ابتدا «واژگان رود» نام داشت) را منتشر می کردیم و در آن تا جایی که ظرفیت خودمان و بقیه اجازه می داد، از دغدغه هایمان می نوشتیم و البته علیرغم نظرات بسیار متفاوتمان با یکدیگر، همیشه در دل به هم احترام می گذاشتیم.