به بهاری که می رسد از راه

به بهاری که می رسد از راه

پیشاپیش فرارسیدن سال جدید و پوشیدن جامه ی بهار بر قامت طبیعت را  به همه شما دوستان عزیز تبریک گفته و امیدوارم در سال جدید، همیشه در سایه لطف خداوندگار بی همتا، و سرشار و سیراب از آرامش و آسایش و سلامت باشید ولبانتان همیشه خندان و دلتان همیشه گرم بماند.

خیلی هامان بهار را با شعر «بوی باران» یا همان «خوش به‌حالِ غنچه‌های نیمه‌باز» زنده یاد «فریدون مشیری» به هم تبریک می گوییم و از هم تبریک می شنویم؛ شاید شعرش را هم حفظ باشیم و در هوای لطیف بهاری زمزمه اش کنیم و یا با آوازی که شجریان بر آن خوانده، خاطره ها در زیر باران بهاری داشته باشیم. ...

ادامه نوشته

جمعه

جمعه

شعری از« فروغ فرخزاد»

جمعه ی ساکت

جمعه ی متروک


...

 

ادامه نوشته

معرفی کتاب: سیستم های اعلام حریق

معرفی کتاب: سیستم های اعلام حریق

بسیاری از دوستانی که در زمینه های مرتبط با HSE و ایمن و آتش نشانی فعالیت می کنند، به گونه ای با سیستمهای خودکار اعلام و اطفاء حریق سرو کار دارند و از این رو جویای منابع مطالعاتی مناسبی جهت افزایش دانسته های خود در این زمینه هستند. ...

ادامه نوشته

پایان جدایی «سیمین» از «جلال»

پایان جدایی «سیمین» از «جلال»

*خبر را حدود ساعت 6 صبح شنبه فهمیدم؛ در راهروی هواپیما می رفتم تا به ردیف و صندلی خودم برسم که چشمم به روزنامه ی «خراسان»ِ چیده شده روی صندلیها افتاد و یکی از تیترهایش که نوشته بود: «جدایی سیمین از جلال پایان یافت» و ذهن مرا مشغول خودش کرد؛ ...

ادامه نوشته

در کوچه سار شب

در کوچه سار شب

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند

به دشتِ پرملال ما پرنده سر نمی زند

...

ادامه نوشته

نوشته هایی که آرامت نمی کنند

نوشته هایی که آرامت نمی کنند 

گاهی آنقدر از حسّ نوشتن پُر می شوی که بعد از کلی کار بی وقفه و خستگی  و بیخوابی، به محض آنکه فراغتی پیدا می کنی و همه -حتی خودت- انتظار دارند که بخوابی و استراحت کنی و به خودت برسی، تازه سراغ قلم و کاغذ را می گیری و می نشینی به نوشتن تا قدری آرام بگیری.

گاهی امّا این نوشتن هم آرامت نمی کند؛ نمی دانم «چرا؟» ...

ادامه نوشته

از چه کسی شروع کنیم؟

از چه کسی شروع کنیم؟

*از سالهای بچگی یادمه که هروقت با یکی از بزرگترا مثل بابا، مامان یا مامان بزرگ –که ما نوه ها «عزیز» صدا می کردیمش- به حرم امام رضا(ع) می رفتیم، لابلای برگه های سفیدِ اول یا آخر اکثر کتابهای دعا و زیارتنامه و مفاتیح و حتی «قرآن»، دست خط های خرچنگ و قورباغه ای رو می دیدیم که با اینکه خط و نویسنده شون با هم فرق می کرد، اما مضمونشون و حتی بیشتر متنشون شبیه هم بود...

ادامه نوشته

دو نگاه از زاویه ی شغلی

دو نگاه از زاویه ی شغل

معمولاً «نقش های اجتماعی» (Social Acts) که آدم ها دارن، روی ابعاد مختلف زندگی شون و حتی نگاهشون به مسائل مختلف هم تأثیر می ذاره. ...

ادامه نوشته

پاسخ

پاسخ

شعری از استاد محمد رضا شفیعی کدکنی

هیچ میدانی چرا چون موج

در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

...

ادامه نوشته

تجزیه و تحلیل حوادث

تجزیه و تحلیل حوادث

جمعه به بهونه ی SMS بازیِ تبریک روز مهندس، فرصتی پیدا شد تا با یکی از دوستانم –«محمد قشقایی» عزیز- گپ و گفت کوتاهی داشته باشم. پیشنهاد خوبی داشت درباره ی «تجزیه و تحلیل حوادث» در وبلاگ و برای اینکه نوع حوادث مورد نظرش رو مثال بزنه، حادثه ی انفجار اخیر ایستگاه تقویت فشار لاکان رشت» رو اسم برد. گفتم که چیز زیادی درباره ی این حادثه ی خاص نشنیدم و از طرفی به دلیل غالب بودن دیدگاههای – به ظاهر- سی.اسی و امنیتی بر دیدگاههای ایمنی، ...

ادامه نوشته

جنون

جنون

جنون مدد كن و برگردان مرا به جاده ی ويراني
به انتهاي بر آشفتن در ابتداي پريشاني ...

ادامه نوشته

Disconnect to Connect

Disconnect to Connect

دیروز، بعدِ اینکه توی پست «درست مثل مرگ؛ ...»  از  قطعی گاه به گاه و بدون مقدمه ی  ارتباطات مجازی نالیده بودم، یکی از دوستانم در کامنتی خصوصی از این گفته بود که شاید برای بعضی هامان، زیاد هم بد نباشد این قطع شدن ها؛ که عادت کرده ایم به این «مَجاز» و از «واقعیت» های مهم زندگی مان غافل شده ایم. ...

ادامه نوشته

چه مومنانه نام ِ مرا آواز مي‌کني!

چه مومنانه نام ِ مرا آواز مي‌کني!

مرا
     تو
بي‌سببي
       نيستي.
به‌راستي
صلت ِ کدام قصيده‌اي
                      اي غزل؟

...

ادامه نوشته

درست مثل مرگ؛ مثل اجل معلّق برای یک دوست عزیز!

درست مثل مرگ؛ مثل اجل معلّق برای یک دوست عزیز!

*از دو هفته پیش که ایمیلها فیل.تر شدن، دیگه دست و دلم به ایمیل فرستادن نمیره. گمون میکنم خیلی از دوستام هم، اینطوری شدن که کمتر ازشون ایمیل دریافت میکنم و احساس میکنم دیگه ایمیلهاشون سرزندگی و انرژی قبل رو با خودشون ندارن. ...

ادامه نوشته

احتمال یک دوازده هزارم!

احتمال یک دوازده هزارم!

حدود دو سال پیش ایمیلی از یکی از دوستانم دریافت کردم که در حقیقت تبلیغ نظریه ای بود به نام «مثلث حیات» (The triangle of life) که مدعی بود روشهای متداول پناه گیری در زمان زلزله که قبلاً -و عمدتاً از مجاری رسمی آموزش- در این رابطه شنیده ایم، همگی اشتباه و فاقد کارائی اند و به جای همگی آنها بهتر است به آموزه های پیشنهادی این نظریه عمل کنیم تا سالم بمانیم. ...

ادامه نوشته

چه خاموش کننده ای بخریم؟

چه خاموش کننده ای بخریم؟

اگه شما هم برای خرید خاموش کننده برای خونه، شرکت یا سازمانتون اقدام کرده باشین، بعد از انتخاب نوع خاموش کننده بر اساس نوع استفاده و مخاطراتی که توی محل استفاده براش پیش بینی میکنین، حتماً یکی از سئوالهای جدی توی ذهنتون اینه که با این همه برندهای متفاوت توی بازار، کدوم یکی رو انتخاب کنین که بهتر باشه؟ اینجا قصد دارم با توجه به بازار عرضه ی این محصولات، به صورت خلاصه چند نکته رو در این رابطه توضیح بدم: ...

ادامه نوشته