فرهنگ استبدادی ایرانی

اواخر سال گذشته، ایمیلی به دستم رسید تحت عنوان «تقدیم به ایرانیان زیر ده سال» که در حقیقت تقدیمنامه ی کتاب «اقتدار گرایی ایرانی در عهد قاجار» نوشته ی «دکتر محمود سریع القلم» استاد دانشگاه شهید بهشتی بود. نوشته ای که در عین کوتاهی، بسیار پرمغز و متناسب با دردهای جامعه ی ایرانی بود؛ آنقدر که هنوز هم گاهی با ایمیلهای  دیگر دوستان نیز برایم ارسال می شود و آنقدر که من جُسته ام، همین متن در بسیاری از وبلاگها (از جمله در اینجا و در وبلاگ خودم) نیز نقل شده است.

Qajar

 من البته خود کتاب را تا همین هفته ی پیش، ندیده و نخوانده بودم. در ماموریت هفته ی گذشته ام به تهران و پس از چند جلسه ی کاری و غیرکاری نسبتاً فشرده، زمان فراغت کوتاهی هم داشتم که بر اساس عادت و اعتیاد خودم، تصمیم گرفتم در میانه ی مسیر فرودگاه، سری به کتاب فروشیهای خیابان انقلاب بزنم و البته می اندیشیدم که دارم می روم که بالاخره «قیدار» ِ «رضا امیرخانی» را بخرم و بخوانم. اما وقتی به اولین فروشگاه وارد شدم، کتاب «دکتر سریع القلم»  (البته دومین چاپ آن از سال گذشته) را دیدم و خریدم و تمام هفته ی گذشته را با آن سرگرم بودم.

اولین آشنایی علمی من با عنصر «استبداد» در  جامعه ایرانی، به کتابهای «توسعه و تضاد» و «آناتومی جامعه» ی «دکتر فرامرز رفیع پور» بر می گردد و با خواندن همین دو کتاب بود که برای اولین بار، دیدگاهم نسبت به بسیاری از رفتارهای اجتماعی خود و اطرافیانم تغییرات اساسی کرد. اما حقیقت آن است که گمان نمی کنم هیچ کتاب و مقاله ای به اندازه ی  کتاب اخیر «دکتر سریع القلم»، توانسته باشد عمق و ریشه و در عین حال تنوع آثار و پیامدهای این عنصر را -که امروزه به عنوان یکی از ریشه دارترین و البته مخربترین عناصر فرهنگ ایرانی شناخته می شود- واکاوی کرده باشد. از بسیاری قسمتهای متن این کتاب 227 صفحه ای -از جمله مقدمه ی 42 صفحه ای آن- کاملاً هویدا است که نویسنده ی آن، بیش از آن که به دنبال تحلیل یک دوره ی تاریخی گذشته ی ایران باشد، به دنبال بیان دردهای جامعه ی امروز ایران و از جمله ریشه های توسعه نیافتگی کشور وجستجوی راه حلی برای برون رفت سریعتر از این شرایط است؛ و در این میانه، یکی از قسمتهای کتاب که بسیار جلب توجه می کند، برشمردن 44 مورد از صفات و ویژگی های رفتاری و معاشرتی افراد جامعه اقتدارگرا و استبداد زده ی عهد قاجار است، که خواننده ی کتاب با خواندن تک تک آنها، بلافاصله به یاد رفتارهای روزمره ی جامعه ایرانی امروز و حتی رفتارهای روزانه ی خودش می افتد. متن این قسمت کتاب (به نقل از صفحات 216 تا 218) اینگونه است:

"۱-      ضعف در ایجاد و حفظ روابط پایدار

۲-       ضعف در حمایت فکری از یکدیگر

۳-       لذت بردن از تخریب یکدیگر

۴-       ارزان فروختن دوست و هموطن

۵-      تقریبا فقدان مطلق قدردانی و سپاس از یکدیگر

۶-      تقریبا تعطیلی کامل خودانتقادی

۷-      فرافکنی گسترده و همه جانبه

۸-      تند مزاجی و واکنش های شدید در برابر اشتباه دیگران

۹-      انحصار طلبی در بهره برداری از قدرت و امکانات

۱۰-  ناسازگاری در کار تشکیلاتی، جمعی و حزبی

۱۱-  تمایل به تغییر اصول فکری به تناسب امکانات و فرصتها

۱۲-  نداشتن حدّ و مرز در مجازات و تخریب دیگران

۱۳-  عمده ی عملکرد ها مبتنی بر زرنگی های کوتاه مدت

۱۴-  تمایل ضعیف به یاد گیری از یکدیگر

۱۵-  مسلط بودن رفتارهای غیرقابل پیش بینی و در نتیجه ضعف در اعتماد

۱۶-  تمایل در به هم زدن توافق ها

۱۷-  سختی فراوان در دستیابی به اجماع فکری و رفتاری

۱۸-  علاقه مندی به گماردن افراد ضعیف، نادان،  بی اصول و انعطاف پذیر در سمت ها و مسئولیت ها

۱۹-  سختی در اینکه در کاری، فکری یا موردی با دیگران سهیم شدن

۲۰-  واکنش های سریع و قضاوت های عجولانه به رفتار و اندیشه دیگران

۲۱-  تقریبا تعطیلی مطلق در سئوال کردن از دیگران و بافتن ذهنی و از راه دور رفتار و افکار دیگران و پخش کردن آنها

۲۲-  با هر قیمتی و رفتاری حفظ کردن خود در مدارهای  قدرت

۲۳-  تعریف کردن اغراق آمیز از جایگاه فکری و موقعیت دیگران

۲۴-  حل نکردن مسایل و به تعویق انداختن آنها

۲۵-  اکثر ایرانیان یا کاملا مصالحه می کنند و یا به هیچ وجه مصالحه نمی کنند. بنابراین، مدارهای خاکستری مصالحه (به عنوان مثال 40 درصدی، 35 درصدی، 60 درصدی) تعطیل است

۲۶-  عصبانی شدن سریع، هنگام بروز اختلاف

۲۷-  اکثر ایرانیان یا معمولا ضدخارجی هستند و یا در اختیار خارجی. مدارهای خاکستری در یادگیری، همکاری، تأثیرپذیری و تأثیرگذاریهای معقول بسیار محدود است

۲۸-  تمایل و علاقه شدید به وارونه جلوه دادن واقعیتها به تناسب منافع و فرصتها

۲۹-  خودخواهی ها و خودمحوری های شدید و قایل شدن محدود به حقوق دیگران

۳۰-  نگاه کوتاه مدت به ارتباطات، دوستی ها و کارها

۳۱-   استفاده ابزاری از دین و اخلاق برای ظاهر سازی و تزئینات رفتاری

۳۲-  تقریبا تعطیل بودن اخلاق در اکثر مناسبات و مراودات اجتماعی

۳۳-  وسعت قابل توجه حسادت نسبت به توانایی ها و موقعیت دیگران

۳۴-  قایل بودن بسیار ضعیف به تفاوتها و مزیتهای انسانها در بنا کردن یک جامعه کارآمد

۳۵-  عطش قابل توجه به قدرت، سمت، اموال و پول به رغم نفی زبانی و رفتار های ظاهری

۳۶-  علاقمندی بسیار محدود به تغییر و تحول به علت به خطر افتادن منافع

۳۷-  تمایل به تبدیل اختلافات ریز و درشت به بحران های دائمی

۳۸-  دروغ گویی و مجهز بودن به صنعت توجیه فی البداهه دروغ

۳۹-  جدی نگرفتن قانون، قاعده، رویه، آیین نامه و اصول کار

۴۰-  کینه توزی، عقده گشایی و انتقام جویی در مقابله با مخالف و بعضاً افراد متفاوت

۴۱-  ملایم و حتی مهربان نسبت به خارجی ولی عمدتاً بی رحم و بدون گذشت نسبت به هموطن

۴۲-  وقاحت قابل توجه در ناجوانمردی و به هم زدن تمام مبانی دوستی و همکاری

۴۳-  خودبزرگ بینی و اغراق گویی در توصیف وضع فرد یا پدیده ای

۴۴-  هیجان و هیاهو و آشوب در کار سیاسی و اجتماعی به جای صبر و حوصله و فرآیندسازی و متانت و آینده نگری.

بدون تردید در میان همه ملت ها ممکن است جلوه هایی از این خصوصیات پیدا شود . در میان ایرانیان هستند افرادی که از حیث درستی ، راستگویی ، متانت ، اخلاق ، انسانیت و تمامی سجایای مثبت انسانی زبانزد خاص و عامند اما آنچه سرنوشت یک ملت را تعیین میکند خصلت های عامه مردم و اکثریت آنهاست. ..."

به نظر من، با تمام تفاوت سلیقه ها و تفاوت قضاوتهایی که ممکن است در خصوص متن و نیز شخص نویسنده ی این کتاب وجود داشته باشد، این کتاب را می توان به عنوان «راهنمای ساده ی شناخت رفتارهای استبدادی» در رفتارهای اجتماعی (و از جمله در رفتارهای اجتماعی خودمان) به شمار آورد و از همین رو، مطالعه ی آن را به همه ی دوستانم پیشنهاد می کنم.