انسان 250 ساله

۱- کتاب «مکتب در فرایند تکامل»* را گمان می کنم در اوایل سال 87 و به توصیه ی یکی از دوستانم خواندم. آن روزها جنجالِ موافق و مخالف بر سرِ این کتاب، بسیار بود و رویکردِ نو –و البته به نظر من قابل نقد و بسیار قابل اشکالِ-  نویسنده به تاریخِ امامان شیعه(ع)، بحثها و جدلهای داغی را در فضاهای علمی و رسانه ای ایجاد کرده بود. من، اگرچه در این هیاهوی موافق و مخالف، بی نظر و بی طرف نبودم اما از همان ایام تا کنون، موضوع دیگری در این کتاب، ذهنم را سخت به خود مشغول کرده که اتفاقاً این موضوع، به هیچ روی از موضوعات مورد اختلاف وجنجال نبوده و نیست. قضیه این بود که در بخشهایی از کتاب که اشاراتی به زندگی امام موسی کاظم(ع) وجود داشت، برای اولین بار با اطلاعاتی درباره مشی سیاسی و اجتماعی ایشان روبرو شدم که عظمت و بزرگی اش سخت متحیّرم می کرد و متحیّرتر از آنکه در عمر سی و چند ساله ام –که شامل رشد در یک خانواده ی مذهبی و تجربه ی حضور در انواع و اقسام مجالس و محافل دینی می شد- برای اولین بار بود که امامم را اینگونه می شناختم و برای اولین بار بود که می توانستم دلیل آن همه سخت گیری از جانب دستگاه خلافت جبّار عباسی بر ایشان را اندکی تحلیل کنم. در آن لحظات، برای اولین بار توانستم تصویری از او بسازم که عقل و دلم با آن غریبگی نکنند؛ و اتفاقاً از همان لحظات بود که لزوم بازشناخت این امام و جستجوی حقایق زندگی او، شد یکی از دغدغه های فکری ام.

۲- دلیلش بماند برای بعد؛ اما حقیقت آن است که علیرغم تربیتهای خانوادگی، آموزشهای رسمی و غیر رسمی، تبلیغات، جلسات، منبرها، کتابها و فعالیتهای رسانه ای مختلف و پرحجمی که برای بیانِ تاریخِ حیات و اندیشه ی امامانمان داریم و هزینه های قابل توجهی که در این موضوع می کنیم، شناختِ اغلبِ ما جماعتِ شیعه از امامانمان، بسیار ناقص و سطحی و چه بسا واژگونه و نادرست است. البته تا زمان امام حسین(ع) و قیام عاشورا، باز هم وضعمان بهتر است، اما از امام سجاد(ع) به بعد را اغلبمان نمی دانیم که چه گذشته است و چگونه گذشته است؛ آنقدر که کمتر می شناسم کسی را که بتواند مشی عابدانه ی امام سجاد(ع) و مدرسه داری امام باقر و امام صادق (ع) و حبس طولانی امام کاظم(ع) و ولیعهدی امام رضا(ع) و  حصر کم نظیر امامان جواد و هادی و عسکری(ع) را در یک چارچوب واحد تعبیر و تفسیر کند. گفتم دلیلش بماند برای بعد، اما همینقدر بگویم که «تاریخ دانی» هوشمندانه و تحلیلگرانه با «وقایع نگاری» قطعاً تفاوتهای جدی دارد. 

انسان 250 ساله

۳- آن دغدغه که در پایان بند اول به آن اشاره کردم و آن سئوالاتی که در ذهنم مهم و برجسته شده بودند، انگیزه ی فراوانی برای جستجوی پاسخ در من برانگیخته بود و ناگفته پیدا است که در این راه، از آنچه می جستم کمتر نشانه می یافتم؛ تا آنکه حدود بیست روز پیش، در سرک کشیدنهای بدون هدف و اتفاقی ام در کتابفروشیهای خیابان انقلاب تهران، با «انسان 250 ساله»** مواجه شدم و یافتم آنچه را سرگردانش بودم. این کتاب، حاصل نگاهی است که زندگی امامان بزرگوار شیعه(ع) را، علیرغم تفاوتهای ظاهری –که گاه حتی تناقض را تداعی می کند- در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی از سال یازدهم هجرت تا سال 260 می بیند و این تفاوتهای ظاهری  را، در قالب تاکتیکهای متفاوت در طول عمر 250 ساله یک انسان هوشمند و مبارز تحلیل می کند. در کنار این تحلیل متفاوت و البته بسیار مختصر، باز هم برخی وقایع تاریخی را میخوانید که در روایتهای رایج و کمابیش رسمی، شاید کمتر از آنها شنیده باشید. به تمام دوستانی که مایل به شناخت بیشتر از زندگی امامان(ع) هستند و می خواهند با تصویر درستی از آنها، در زندگی الگویشان قرار دهند، مطالعه ی این کتاب را توصیه می کنم.

*: «مکتب در فرایند تکامل» (نظری بر تطوّر مبانی فکری تشیّع در سه قرن نخستین)، نوشته ی «سید حسین مدرسی طباطبایی»، ترجمه ی «هاشم ایزدپناه»، انتشارات کویر.

**: «انسان 250 ساله» (بیانات مقام معظم رهبری درباره ی زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السلام)، ویرایش دوم، انتشارات موسسه جهادی مرکز صهبا.

پ.ن: از نظر من، حداقل ایرادی که به سبک بیان «مدرسی» در کتابش وارد است، بدسلیقگی است. در این باره قبلاً در اینجا اشاره ای داشته ام. هر چند او نیز در انگیختن این پرسشگری در من نقش داشته و الان هم البته دوست دارم یک بار دیگر کتاب او را با نگاهی جدید مطالعه کنم.