موعود
موعود
تا که شاید پُر کند عطرت مشام کوچه را
کوچه صاحب زمان کردیم نام کوچه را
در قدم های تو ای موعود! زینت داده اند
ریسه های اشک شوق ما تمام کوچه را
چشم خاطرخواه تو، دل محو روی ماه تو
نرگسستان کرده ای دیوارو بام کوچه را
حضرت خورشید! بر جان های سرد ما بتاب
مهربان من ! جوابی ده سلام کوچه را
وارهان این شهر را از طعنه ی نا پختگان
یوسفا ! تعبیر کن رویای خام کوچه را
ذوالفقاری تیز کن، بر ذوالجناحی زین گذار
قامتی بر بند ای قائم قیام کوچه را
کوچه ی ما را نگهدار از گزند ناکسان
از تو می خواهند این مردم دوام کوچه را
شعر از : جواد جعفری نسب
پ.ن: این وبلاگ تعطیل نشده. خدا بخواهد به زودی فعالتر خواهم شد.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 12:33 توسط محمد تقی علیپور
|
در نیمه دوم دوران دانشجویی مان در دانشگاه صنعت نفت (دانشکده شهید تندگویان آبادان)، یعنی سالهای 76 تا 78، با همت دوستانم نشریه «واژه» (که در ابتدا «واژگان رود» نام داشت) را منتشر می کردیم و در آن تا جایی که ظرفیت خودمان و بقیه اجازه می داد، از دغدغه هایمان می نوشتیم و البته علیرغم نظرات بسیار متفاوتمان با یکدیگر، همیشه در دل به هم احترام می گذاشتیم.