تکرار عاشقانه ترین ها
عاشقانه ترین زمزمه ها
«... خداوندا! در میان دوستدارانت، مرا از آنان قرار ده که افزونیِ محبتت را امید دارند.
خدایا! شیدائی را چنان در دلم انداز که پیاپی به دنبالِ یادِ تو باشم و کوششِ مرا در نشاطِ دستیابی به نشانه ها (نامها) و جایگاهِ قدست قرار ده.
خداوندا! تو را به خودت سوگند، مرا به جایگاهِ فرمانبردارانت و به منزلِ نیکوئی از خوشنودیت برسان...
خدایا! نهایتِ گسستن (از غیر) به سوی خودت را به من ببخشا و دیدگانِ دلهامان را با فروغِ نگاهِ به خودت، روشنا ده؛ تا آنجا که بینائیِ دلهامان، حجابهای نور را از هم بَردرد و به کانونِ عظمت تو برسد و جانهامان به عزّتِ قدسی تو بیاویزد.
خدایا! چونان کسی قرارم ده که او را خوانده ای و پاسخت گفته، و در او نگریسته ای و او مدهوشِ جلالتِ تو گشته است؛ پس آنگاه پنهان با او راز گفته ای و او آشکارا برای تو کار کرده. ...
خدایا! مرا به نورِ بهجت آفرینِ عزتِ خود بپیوند تا تو را بشناسم و از غیر تو روی برتابم و از تو ترسان و بیمناک باشم. ...»
پ.ن: علی(ع) را به حق «حقیقتی بر گونه ی اساطیر» خوانده اند، و این «حقیقت» هر کجا که جلوه ای از خود نموده، هنرمندی را به غایتِ کمال رسانیده است. در «مناجات» و «زمزمه های عاشقانه» نیز «کمیل» و «شعبانیه» ی علی(ع) را، شیواترین و پُرمغزترین و زیباترین خوانده اند؛ آنچه که در این پست خواندید، ترجمه ی نارسایی است از چند بندِ مناجات علی(ع) در ماه شعبان یا همان «مناجات شعبانیه». در بزگواری «شعبانیه» آنقدر گفته اند که پس از علی(ع)، فرزندانش(ع) نیز در ماه شعبان با همین کلماتِ پدر با خدای خویش نجوا و زمزمه می کرده اند.
پ.ن2: ترجمه ی ناقص -ترجمه ها همیشه ناقصند- و متن کامل مناجات شعبانیه را می توانید در اینجا ها ببینید:
پ.ن3: در ماههای قمری، هیچ کدام را به اندازه ی شعبان دوست ندارم. هم به خاطر شادیها و عیدهایش و هم به خاطر همین مناجات که شاید بتوانم یکی دو مرتبه طوطی وار بخوانمش و سرمستی کنم؛ البته به این دلایل می توانید بی معرفتی نسبت به ماهِ رمضان را هم بیفزایید.
در نیمه دوم دوران دانشجویی مان در دانشگاه صنعت نفت (دانشکده شهید تندگویان آبادان)، یعنی سالهای 76 تا 78، با همت دوستانم نشریه «واژه» (که در ابتدا «واژگان رود» نام داشت) را منتشر می کردیم و در آن تا جایی که ظرفیت خودمان و بقیه اجازه می داد، از دغدغه هایمان می نوشتیم و البته علیرغم نظرات بسیار متفاوتمان با یکدیگر، همیشه در دل به هم احترام می گذاشتیم.