جمعه

شعری از« فروغ فرخزاد»

جمعه ی ساکت

جمعه ی متروک


جمعه ی چون کوچه های کهنه، غم انگیز


جمعه ی اندیشه های تنبل بیمار


جمعه ی خمیازه های موذیِ کشدار


جمعه ی بی انتظار، جمعه ی تسلیم


خانه ی خالی، خانه ی دلگیر


خانه ی دربسته بر هجوم جوانی


خانه ی تاریکی و تصور خورشید


خانه ی تنهایی و تفأل و تردید


خانه ی پرده، کتاب، گنجه، تصاویر


آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت


زندگی من چو جویبار غریبی


در دل این جمعه های ساکت متروک


در دل این خانه های خالی دلگیر


آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت ...