مسخ

- عادت کرده ایم به «تظاهر»به داشتنِ چیزهایی ارزشمند و اینکه خودمان را بهتر از آنچه که هستیم نمایش دهیم؛ حتی اگر اینگونه کارهایمان، به قیمتِ مسخ و بی ارزش کردنِ همان چیزهای ارزشمند تمام شود. یکی از مثالهای خوب در این زمینه، استقرار نظامهای مدیریتی در سازمانهای ایرانی است. انواع ISO و IMS و EFQM و ... که امروزه در سازمانهای خصوصی و دولتیِ کوچک و بزرگِ ما فراوان دیده می شود و گویی مسابقه ای در این زمینه شکل گرفته است؛ اما با یک سرکشی ساده –و نه حتی غور و تفحص عمیق- در اکثر این سازمانها، به راحتی می توان ادعا کرد که تنها ماکتی از یک نظام مدیریتی در آنها ایجاد شده است و مهمترین هدف در این به اصطلاح نظامهای مدیریتی، فقط و فقط دستیابی به یک برگه ی کاغذ تحت عنوان «گواهینامه» (Certificate) است و نه برقراری صحیح و بهبود مستمر سیستم مدیریتی مورد ادعا. دلایل این نوع رفتار را هم شاید بتوان با عناصر فرهنگی استبداد و استبدادزدگی و اقتصاد عمدتاً دولتی توجیه نمود که فعلاً و در اینجا قصد و مجال ورود به این مقوله را ندارم.

- موضوع استقرار نظامهای مدیریتی، با دارا بودن مؤلفه هایی نظیر عرضه و تقاضا و ...،طبیعتاً می تواند یک بازار و بیزینس باشد. اما تا کنون این بازار برای ما، مملو از اجناس تقلبی و بی کیفیت بوده؛ ضمن آنکه برخورد ما هم با آن بیشتر در قالب گرایش به «مُد» و «مُدگرایی» قابل تفسیر است و نه پرداختن به نیازمندیهای واقعی سازمانها. تقاضا برای «گواهینامه» های صوری، آنقدر داغ شده است که که برخی شرکتهای گواهی دهنده (Certification Body)، از راه دور و با استفاده از پرسشنامه های خوداظهاری، اقدام به ممیزی و صدور گواهینامه می کنند و بعید نیست که همین روزها، C.Bهایی هم پیدا شوند که حاضر باشند گواهینامه استقرار استانداردهای نظامهای مدیریتی را با یک تماس تلفنی و با پیک موتوری ارسال کنند. سازمانها هم هر روز به دنبال افزودن بر تعداد –و نه کیفیت- سیستمهای مدیریتی و گواهینامه های خود هستند؛ اول ISO سری 9000، و بعد 14000 و OHSAS و IMS و EFQM و مدیریت دانش و مدیریت مصرف انرژی و HSE-MS و مدیریت استراتژیک و ... . اصلاً هم توجهی نمی شود که کدام یک از این سیستمها، واقعاً مورد نیازِ سازمان است و گاه حتی توجه نمی شود که با وجود برخی از این سیستمها، نیازی به دیگر سیستمهای مشابه آنها وجود ندارد. طبیعتاً این رویکردِ «غیر اقتصادی» و «غیر کارکردی»، در سازمانهای دولتی پررنگ تر و و شاید بتوان گفت فجیع تر است.

- شرکت ما هم در این زمینه سیرِ مشابهی را طی نموده است. ابتدا استقرار ISO سری 9000 و سپس افزودن ISO 14001 و OHSAS 18001 و سیستم مدیریت یکپارچه (IMS)، آن هم به شیوه ی «چنان که افتد و دانی». الان هم که از بالا مکلف شده ایم به استقرار HSE-MS. دوستانی که با این سیستمها آشنایی دارند می دانند که استقرار همزمان IS0 14001 و OHSAS 18001 به همراه HSE-MS و صرف هزینه های مضاعف بدین منظور، تقریباً بی معنا است؛ زیرا که این دو گروه تا حد زیادی با هم همپوشانی دارند و استقرار صحیح یکی از آنها، به تنهایی پاسخگوی نیاز سازمانها خواهد بود. اما سازمانمان دولتی است و تکلیف هم از بالا ابلاغ شده و در اینگونه موارد هم معمولاً قاعده این است که « الكيفيّة مجهولة و السؤال بدعة». چه کنیم؛ «غیر تسلیم و رضا کو چاره ای».

-  از بد روزگار، موقعیت شغلی ام در شرکت به گونه ای است که این آخری (یعنی پیگیری استقرار HSE-MS) به عهده ی من گذارده شده. حقیقتش این است که با توجه به شرایطی که در شرکت وجود داشت و دارد، به راحتی می توانستم این مسئولیت را بپیچانم؛ کافی بود چند تا دستورالعمل و روش اجرایی و ... را به سیستم IMS موجود اضافه می کردیم و با یک سری کاغذبازیهای ساده ی دیگر، مسئولیت را شیفت می دادیم به فرد دیگری و می نشستیم و حالش را می بردیم و قیافه ی حق به جانب هم می گرفتیم. اما به چند دلیل، این راه را کنار گذاشتم؛ اول آنکه به اینگونه روشهای حل مسأله، اعتقادی ندارم و تا مجبور نباشم از آنها استفاده نخواهم کرد؛ دوم آنکه به مزایای سیستمهای مدیریتی، واقعاً اعتقاد دارم؛ و سوم آنکه این سیستم در صورتیکه به درستی طراحی و استقرار پیدا کند، مسیر بهبودبخشیِ مسائل حوزه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست را در شرکت ما ایجاد خواهد نمود و در آینده، سهم مؤثری در ارتقاء سطح HSE سازمان خواهد داشت و این موارد، دقیقاً همان چیزهایی است که من در شرکتمان باید پیگیری کنم و در ازای آن، دارم حقوق دریافت می کنم. پس نتیجه آن شد که به فکرِ استقرار واقعی و اثربخشِ سیستم باشیم و پس از بررسیهای لازم رفتیم به سمت تعریف پروژه و استفاده از خدمات مشاور.

- این روزها سخت درگیر این پروژه هستم. اصولاً کارهای جدید را خیلی دوست دارم و از آنها نه می ترسم و نه شانه خالی می کنم. همیشه به خاطرِ شیرینی وصف ناپذیری که از کشفها و تجربه های بدیعِ اینگونه کارها به دست می آورم، شدیداً از نظر ذهنی و فیزیکی با آنها درگیر می شوم و انرژی صرفشان می کنم و این می شود که گاه، از فعالیتهای دیگرم می زنم و یا حتی باز می مانم و بسیار پیش می آید که اینگونه، موجب آزار اطرافیان –خصوصا همسر و خانواده- هم شده باشم. این روزهایم هم تقریباً به همین صورت می گذرد و از نظر ذهنی شدیداً درگیرِ این کار شده ام. ترسم از آن است که همکارانم در بخشهای مختلف شرکت، آنگونه که باید به اهمیت این موضوع واقف نباشند و تحتِ اثرِ محدودیتهای قابل درکی که از نظر منابع در دسترسشان –خصوصاً منابع انسانی- دارند، آنگونه که باید دل به کار ندهند و همراه نشوند. خصوصاً آنکه گزارش اولیه ی فازِ شناخت هم فاصله ی بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب را بسیار بیشتر از حدسهای اولیه ی ما نشان داده است و حاکی از فاصله ی 60 درصدی بین سیستم IMS موجود و سیستم HSE-MS مطلوب بوده است.

- در خصوص این مشغولیت شدید ذهنی، به خودم حق می دهم؛ چرا که به خوبی می دانم که نتایج استقرارِ ناقصِ یک سیستمِ مدیریتی، اغلب بدتر از عدم استقرار آن خواهد بود و متأسفانه این بار با سیستمی مدیریتی سر و کار داریم که بروز هرگونه خطا در آن، سلامتی بخشی از انسانهای اطرافمان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. بیان راهنماییها و نکته سنجیهای دوستانی که به هر شکل دارای تجربیاتی در زمینه ی استقرار این سیستمها بوده اند، قطعاً لطف بزرگی  به من خواهد بود. به طور خاص، موضوع افزایش مشارکت همکارانم در کلیه سطوح شرکت در استقرار این سیستم، موضوعی است که بیش از همه به دنبال راهکارهای آن می گردم.

-   همه ی اینها شاید توجیهی بود بر حضور کمرنگ شده ام در این روزها و احتمالاً روزهای آتی! فعلاً خودمان بیش از همه دلتنگ روزهای فراغتمان شده ایم.

پ.ن: بعد از این متن طولانی، به نظرم رسید بد نباشد که لینک دانلود «راهنمای استقرار نظام مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS)» را هم در اینجا بگذارم:

راهنمای استقرار سیستم مدیریت بهداشت ایمنی و محیط زیست- فارسی

راهنما

پ.ن.2: با توجه به اهمیت این پروژه و تأثیرگذاری مستقیم آن بر مسائل HSE، در مراحل انتخاب مشاور ناچار به سخت گیریهای بیش از معمول و حذف مشاوران کم تجربه –البته کم تجربه در این زمینه ی خاص- بودیم که این موضوع ظاهراً باعث رنجش خاطر برخی از دوستان هم شد. خوب، هنوز هم از نظر من راه دیگری وجود نداشت و گمان نمی کنم اشتباهی رخ داده باشد.