مسخ
مسخ
- عادت کرده ایم به «تظاهر»به داشتنِ چیزهایی ارزشمند و اینکه خودمان را بهتر از آنچه که هستیم نمایش دهیم؛ حتی اگر اینگونه کارهایمان، به قیمتِ مسخ و بی ارزش کردنِ همان چیزهای ارزشمند تمام شود. یکی از مثالهای خوب در این زمینه، استقرار نظامهای مدیریتی در سازمانهای ایرانی است. انواع ISO و IMS و EFQM و ... که امروزه در سازمانهای خصوصی و دولتیِ کوچک و بزرگِ ما فراوان دیده می شود و گویی مسابقه ای در این زمینه شکل گرفته است؛ اما با یک سرکشی ساده –و نه حتی غور و تفحص عمیق- در اکثر این سازمانها، به راحتی می توان ادعا کرد که تنها ماکتی از یک نظام مدیریتی در آنها ایجاد شده است و مهمترین هدف در این به اصطلاح نظامهای مدیریتی، فقط و فقط دستیابی به یک برگه ی کاغذ تحت عنوان «گواهینامه» (Certificate) است و نه برقراری صحیح و بهبود مستمر سیستم مدیریتی مورد ادعا. دلایل این نوع رفتار را هم شاید بتوان با ...
در نیمه دوم دوران دانشجویی مان در دانشگاه صنعت نفت (دانشکده شهید تندگویان آبادان)، یعنی سالهای 76 تا 78، با همت دوستانم نشریه «واژه» (که در ابتدا «واژگان رود» نام داشت) را منتشر می کردیم و در آن تا جایی که ظرفیت خودمان و بقیه اجازه می داد، از دغدغه هایمان می نوشتیم و البته علیرغم نظرات بسیار متفاوتمان با یکدیگر، همیشه در دل به هم احترام می گذاشتیم.