اگر هیئتی نیستید بخوانید؛ اما اگر هیئتی هستید حتماً بخوانید!

*  آشنا شدن با انسانهای موفق، پرکار، هوشمند و متفکر، معمولاً ما را به تحسین و شعف وامی دارد و اگر زمینه های فعالیت و موفقیت این افراد را مطابق با علائق شخصی خودمان هم بیابیم، احتمالاً به این احساس تحسین و شعف، یک احساس رشک آلودِ توأم با احترام نیز افزوده خواهد شد؛ و «محسن حسام مظاهری»، برای من نمونه­ای از اینگونه افراد است. جوانی متولد 1361 (یعنی پنج سال کوچکتر از من) که مدرک کارشناسی ارشد جامعه شناسی دارد و در حوزه های جامعه شناسی، دین، تاریخ، ادبیات و ... مشغول پژوهش است. سردبیری دو نشریه­ی وزین و متفاوتِ «فتیان» و «هابیل» را در کارنامه­ی خود دارد و سه کتابی که تا کنون منتشر کرده، هر یک به نوعی مورد تحسین و تقدیر قرار گرفته اند:

       - «رسانه­ی شیعه» (جامعه شناسی آئین­های سوگواری و هیئت­های عزاداری در ایران)، برگزیده­ی سومین جشنواره بین المللی فارابی در سال 1388، (چاپ اول: 1387، چاپ چهارم: 1390)

      - «شخم در مزرعه»، برگزیده­ی پانزدهمین جشنواره­ی کتاب سال دفاع مقدس در سال 1390

      - «مأمور سیگاری خدا»، کتاب پرفروش این روزهای بازار نشر و جزء فهرست 100 کتاب پرفروش فروشگاههای شهر کتاب،  (چاپ اول: 1391، چاپ دوم: 1392)

این­ها را که گفتم بگذارید به حساب مقدمه­ی من برای معرفی کتاب «رسانه­ی شیعه» ی او.

رسانه شیعه

 

** «... هدف و مقصد اصلي من در اين كتاب بررسي، تحليل و فهم منطق تغييرات و تطورات مناسكي‌ ـ گفتماني مجالس و آيين‌هاي عزاداري شيعيان ايراني در طول تاريخ و خصوصاً در دوران معاصر است و اين كه آيا مي‌توان اين تغييرات را تابع الگويي تجربي ‌ـ نظري دانست يا نه؟ رويكرد اصلي و بنياني‌ام در اين راستا بررسي اين مجالس و آيين‌ها به مثابه‌ پديده‌اي اجتماعي است؛ پديده‌اي در متن و بطن جامعه كه تغييرات‌اش هم متأثر از تغييرات جامعه در ادوار مختلف است. ... عزاداري شيعيان از جمله‌ آيين‌هاي دين‌داران است كه گرچه تأسيس آن با امامان شيعه (علیهم السلام) بوده، اما در مسير تكوين و حيات خود به عنصري از فرهنگ و دين‌داري عامه تبديل شده است. چنين است كه در مقاطع تاريخي مختلف به تبع متغيرهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي، صورت‌هاي نويني را پذيرا شده است. صورت‌هايي كه حاصل ابداع و ابتكار دين‌داران و در پاسخ به خلأها و نيازهايي كه براي تكميل و بسط دين‌داري خود حس مي‌كرده‌اند. نتيجه آن كه امروز با طيف متنوعي از آداب و رسوم و آيين‌هاي مختلف ذيل اين پديده مواجه‌ايم كه جملگي به ابتكار دين‌داران پديد آمده‌اند؛ بي‌آنكه از سوي دين تشريع مستقيمي در اين زمينه شده باشد.»

جملات بالا، بخشی از مقدمه ی کتاب «رسانه­ی شیعه» (جامعه شناسی آئین­های سوگواری و هیئت­های مذهبی در ایران) است که نویسنده ی جوان کتاب در نشست رونمایی از کتاب نیز بیان نموده است. این جملات، اگرچه شاید منظور اصلی نویسنده از نگارش کتابش باشد، اما قطعاً همه ی منظور او -و نیز منظور من از معرفی این کتاب- نیست.

*** دوستانی که مطالب قدیمی­تر من را دنبال کرده اند احتمالاً به یاد می آورند که در ایام محرم سال گذشته، در قالب نوشته­ی «تیرهایی که در هیئت بر پیکر امام حسین(ع) می نشینند»، اشاره و اعتراضی نارسا کرده بودم به رشد روزافزون گفتارها و رفتارهای انحرافی در هیئت­های مذهبی؛ گفتارها و رفتارهایی از آن دست که سالها پیش استاد شهید مرتضی مطهری، به حق آنها را مصادیق تحریف شکلی و مفهومی قیام اباعبدالله الحسین(ع) و دیگرگونه و باژگونه نشان دادن آن دانسته بود و در برابرشان خروش برآورده بود. و یاد کرده بودم از انتظار بی­پاسخی که در طول این چند دهه از حوزه­های علمیه و متولیان فرهنگ و رسانه وجود داشته و دارد مبنی بر آنکه ایشان نیز خروشی مطهری گونه داشته باشند در قبال رشد این انحرافات و ترویج خرافه و اباطیل به جای مکتب عاشورا؛ و حداقل، وظیفه­ی خویش را در تولید محتوا و مفهوم و آگاهی بخشی به عامه با بکارگیری ابزارهای رسانه­ایِ در دسترشان به انجام رسانند که نرسانیده اند. (متأسفانه کم کاری در این زمینه درحدی بوده که امروز، به راحتی نمی توان در این باب حتی سخنی گفت و معدود مقالات مختصری هم که معمولاً در آستانه­ی ماه محرم هر سال در رسانه­های محدود نظیر برخی روزنامه­ها و سایتها منتشر می شود، سریعاً تبدیل می شوند به آماج حملات تند متعصبین ناآگاه؛ ناآگاهانی که به لطف کم کاری آقایان، الان گستره­شان گاهی به اقشار فرهیخته­ و مخلص جامعه هم می رسد).

امروز اما در قالب این نوشته می خواهم بگویم که آنچه را که مدعیان اندیشه و فرهنگ در باب تولید محتوا و اندیشه کم گذاشته اند و حساسیت آن را درک نکرده­­اند و یا از بیم  تردامنی از ورود به آن احتراز نموده اند، این جوان (محسن حسام مظاهری) با سنی کمتر از 30 سال به خوبی و کم عیب و نقص به انجام رسانیده و این بار فقط تریبون و رسانه (و البته بینش و اراده) لازم است برای نشر محتوای گرانسنگی که او گرد آورده.

 

**** و اما پرداختن به خود کتاب و دلایل توصیه­ به مطالعه­ی آن از دیدگاه من:

اول: فصل اول این کتاب که تحت عنوان «تاریخ تحلیلی تأسیس، تکوین و استمرار آیین ها و مجالس سوگواری مذهبی» نگاشته شده و حدود نیمی از حجم کتاب (256 صفعه) را به خود اختصاص داده، به گمان من بسیار باارزش و دارای ارزشی در حد یک کتاب مستقل تاریخی است و تا کنون اثری مشابه آن گردآوری نگردیده است. اگر شما هم دنبال مرجعی می گردید که سئوالات خودتان در رابطه با تاریخ آغاز آئینهای عزاداری امام حسین(ع)، ارتباط یا عدم ارتباط این آئینها با سیره و رویه ائمه­ی شیعه (علیهم السلام)، منشأ و تاریخ آغاز و دگرگونی هر یک از سبکهای عزاداری (مثلا پوشیدن لباس سیاه، تعزیه، قمه زنی و عزاداریهای جدید...) و میزان ارتباط و مقبولیت هریک از این سبکها از سوی دینداران و مراجع دینی در هر دوره­ی تاریخی دارید، اکیداً به شما توصیه می کنم که خواندن این کتاب و ارایه مستندات و متون و ارجاعات تاریخی آن را از دست ندهید. به گمان من، خواندن (یا شنیدن) مستندات تاریخی همین بخش از کتاب (که اتفاقاً تا حد زیادی –و نه الزاماً به کلی- با احتراز از قضاوت ارزشی از سوی نویسنده تنظیم شده) و تحلیل شخصی آن از سوی هر یک از خوانندگان و با اتکا به منطق و عقل خودشان، می تواند بسیاری از سئوالات و ابهامات را پاسخ داده و در عمل نیز به پالایش و خالص سازی عزاداری­ها از برخی پیرایه­های رایج بینجامد.

دوم: تحلیلی که نویسنده در سایر بخشهای کتاب (شامل: کلیات و مفاهیم، گونه بندی هیئت­های مذهبی، هیئت­های سنتی، هیئت­های انقلابی دوران جنگ، هیئت­های انقلابی دوران پس از جنگ، هیئت­های عامه پسند، شبه هیئت­ها، جمع بندی و نتیجه گیری) از وضعیت سالهای اخیر هیئات مذهبی ارایه داده است، اولاً نو و بدیع و تا حد زیادی منطبق بر واقعیت و در نوع خود اولین است، ثانیاً بسیار موشکافانه و جزئی و دقیق است به گونه­ای که نویسنده پس از گونه­بندی هیئت­های مذهبی، به تفصیل در رابطه با کارکردها، سازمان، مخاطبان، الگوهای دینداری، متولیان، مداحی و موسیقی و ادبیات (شامل قالب شعری، زیان شعری، و درون مایه) هر یک از آنها سخن می گوید و سپس به ارزیابی آنها می پردازد. این موشکافی و دقت نیز همانگونه که نویسنده خود در مقدمه­ی کتاب تصریح نموده است، بیش از همه حاصل تربیت مذهبی و هیئتی بودن خود اوست یا به عبارتی حاصل کنشگری و مشاهده­گری مستقیم او در هیئات مذهبی (با ادعای توجه به مرزهای کنش و مشاهده و تلاش در احتراز از قضاوتهای ارزشی). ثالثاً آنجا که بحث «آسیب شناسی» این جریان مطرح بوده، او به جای استفاده­ی مستقیم از این عنوان، تلاش کرده تا با حداقل ورود در قضاوتهای ارزشی، صرفا با بیان الگوهای رفتاری متفاوت موجود در هر یک از گونه­های هیئات عزاداری، امکان مقایسه بین رفتارهای متفاوتِ قابل طرح در این حوزه و تشخیص مصادیقِ خوب و بد به قضاوت خوانندگان را فراهم نماید. رابعاً ...

سوم: زبان نگارش کتاب، بسیار روان و ساده فهم است و خواننده را به رنج و خستگی نمی کشاند. مضافاً آنکه نویسنده با گنجاندن هنرمندانه­ی «قاب»هایی در لابلای متن اصلی کتاب، به فهم روانتر مطالب خود کمک شایانی کرده است. این «قاب»های 258 گانه، در اصل تکه­هایی از متن کتابهای دیگر و یا قطعات پیاده شده­ از نوار هستند که هنرمندانه در لابلای متن اصلی کتاب و در کادرهای مخصوص درج شده اند و با ارایه توضیحات تکمیلی در کنار متن اصلی، هم مزاحم یکپارچگی متن نیستند و هم روندی روایی و داستانی به بیشتر بخشهای کتاب بخشیده اند که مانع خستگی و دلزدگی خواننده می شوند. به نظر من انتخاب همین قابها، نشان اشراف نویسنده به موضوع پژوهش و زحمت زیادی است که در این راه متقبل شده.

چهارم: راه دیگر برای اطمینان از ارزش مطالعه­ی این کتاب، نگاهی مختصر به کتابنامه­ی کتاب است. از صفحه­ی 587 تا صفحه­ی 611 (صفحه آخر)کتاب، شما فهرستی از 490 کتاب مختلف را می یابید که نویسنده در پژوهش و نگارش این کتاب مورد استفاده قرار داده است. همچنین وقتی به نام مولفین مراجع 490 گانه­ی مورد استفاده­ی نویسنده در همین کتابنامه نگاه می کنید، نامهای مختلفی از قبیل ماشاءالله آجدانی، یحیی آریانپور، هاشم آغاجری، سید مرتضی آوینی، سید بن طاووس، حامد الگار، شیخ مرتضی انصاری، عمادالدین باقی، محمدباقر بیرجندی، غلامعباس توسلی، امام خمینی، علی دوانی، علی ربیعی، فرامرز رفیع پور، عبدالکریم سروش، علی شریعتی، شیخ بهایی، ژان نوئل کاپفرر، محسن کدیور، آنتونی گیدنز، مرتضی مطهری، شیخ صدوق، شیخ طوسی، ماکس وبر، سید یحیی یثربی و ... را می بینید که نشانگر آن است که نویسنده به دنبال پژوهشی سفارشی با نتایج از قبل پیش بینی شده نبوده، بلکه به دنبال حقیقت از هر روزنه­ای سرک کشیده است.

پنجم: اینکه با مطالعه­ی این کتاب و شواهد و مستنداتی که در آن ارایه شده، بهتر می توانید بفهمید که منظور از تحریف و تنزّل بخشی مفاهیم و تزریق خرافه در بسیاری از هیئت­ها و مجالس مذهبی که من و امثال من روی آنها تأکید داریم چیست و احتمالاً به عمق فاجعه پی خواهید برد. شاید در آینده از این مصادیق بیشتر بنویسم.

+ در پایان لازم است بگویم برخی اشکالات عمدتا جزئی نیز از سوی برخی کارشناسان به کتاب وارد شده که از نظر من در برابر عظمت این اثر چندان جائی برای طرح ندارند. ضمن آنکه از نظر تخصصی نیز ممکن است صلاحیت ورود در این عرصه را نداشته باشم.